محمدحسين ناصر الشريعه
442
تاريخ قم ( فارسى )
گويم مديح و منقبت آل مصطفى * كاندر صف شمار مرا رو بدان درست در حد من مديح و ستايش كجا بود * تا رتبتش ز طارم اعلى فراترست تنها نه قم ز تربت او گشته مشكساى * از تربتش جهان تشيع معطرست خورشيد آسمان جلال است فاطمه * همت بر آستان وى از ذره كمتر است ضياء جعفرى خمينى گوهر يگانهء درج نبوت ؟ اين بارگاه قدس كه در شهر قم به پاست * اين بارگاه خواهر نيك اختر رضاست دخت عزيز موسى كاظم كه از شرف * خاك درش به ديدهء مخلوق توتيا است بوى بهشت مىوزد از بارگاه او * بهبه از اين حريم مطهر چه باصفاست هركس ز هر كجا كه به اين بارگه رسيد * هر حاجتى ز حق طلبد حاجتش رواست از آن كه هست معدن جود ، و در اين زمين * معصومه آرميد ، كه معصوم از خطاست دار الشفا است صحن و سرايش به قم وليك * پيش جلال فاطمه دار الشفا كجاست ؟ او گوهر يگانهء درج نبوت است * او مظهر صفات پسنديدهء خداست او افتخار هاجر و حوا و مريم است * او يادگار مادر خود خيرة النساست اى قم به خود بهبال كزين قرب و منزلت * خاكت هزار مرتبه بهتر ز كيمياست شكر خدا كه جعفرى به اميد تو عطاى او * آمد به آن درى كه به سويش اميدهاست دوازده بند در منقبت حضرت معصومه ( ع ) و توصيف شهر قم يا رب به حق پردهنشين ديار قم * پاكيزه گوهر صدف اعتبار قم روشن ز نور او شده شبهاى تار قم * مدفون شده به امر خدا در كنار قم در دست اوست در همه باب اختيار قم * قم گشته از شرافت معصومه باصفا چون روضهء بهشت برين گشته پرضيا * شاهان به درگهش همه آورده التجا بىشك كه مىرود به بهشت از ره عطا * بر نعش مجرمى كه نشيند غبار قم